Page 14 - شماره پنجم قاصدک
P. 14

‫این مهتابی دیگه کار‬   ‫م ‌یتونی یکم بیشتر‬          ‫گو ‌شدرازومهتابی‬
‫نم ‌یکنه یعنی سوخته و‬    ‫توضیح بدی؟‬
                                                                ‫گو ‌شدرازیککارتازهتوخونه‬
 ‫باید دور بندازمش‪.‬‬                                                ‫چینکوخرگوشپیداکرده‪.‬‬

                                           ‫این مهتابی سوخته برای‬                                  ‫ماجراهای‬
                                           ‫همین دارم با یه مهتابی‬                                    ‫گوش دراز‬
                                            ‫دیگه عوضش م ‌یکنم‪.‬‬

‫جالبهنم ‌یدونستم‬                                                 ‫چینکو داری چی کار م ‌یکنی؟‬       ‫مترجم‪  :‬سپهر سپاهی یونسی‬
  ‫وسایل برقی‬
   ‫م ‌یسوزند‪.‬‬

                       ‫روزبعدوقتیچینکوازسرکاربرگشتحسابیشوکهشد‪.‬‬

                       ‫منانداختمشدور‪.‬‬      ‫گو ‌شدراز تلویزیون‬
                                                ‫کجاست؟‬

 ‫چون اون دیگه کار‬      ‫چرا تلویزیون منو‬    ‫نهمنشوخی‬              ‫اون یه تلویزیون گرو ‌نقیمت بود!‬  ‫شمارهپنجم‪14‬‬
‫نم ‌یکرد و سوخته بود‬    ‫انداختی دور؟!‬       ‫نم ‌یکنم‪.‬‬                     ‫این شوخیه؟‬
                                                                                                  ‫‪ 2‬مــرداد‬
    ‫مثلمهتابی‪.‬‬                                                                                    ‫‪1400‬‬

                       ‫چرا انداختم‪.‬‬        ‫نگو که او ‌نها رو هم‬    ‫اوه پس‬     ‫تلویزیون‬
                                              ‫انداختی دور؟‬       ‫وسایل برقی‬  ‫بهبرقنبود‬
                                                                 ‫دیگه هم به‬  ‫نسوختهبود!‬
                                                                 ‫برق نبودن!‬

‫اوه‪ ،‬نه!‬
   9   10   11   12   13   14   15   16