Page 9 - شماره هفتم قاصدک
P. 9

‫شمارههفتم ‪9‬‬        ‫باسـتان‪ ،‬توصیـه شـده قبـل از خـوردن آب یکـی از ایـن‬                                                 ‫آ ‌بهاکجارفتند؟!‬
       ‫‪ 16‬مــرداد‬  ‫کارهـا را انجـام دهیـد‪ :‬اسـتفاده از زغـال چـوب بـرای‬
       ‫‪1400‬‬        ‫فیلتـر کـردن آب‪ ،‬قـراردادن آب در برابـر نـور آفتـاب‪،‬‬                      ‫بــه نظرتــان آ ‌بهــا چــرا کــم م ‌یشــوند؟ نکنــد یــک‬
                                                                                             ‫اژدهــای گنــده آب خــورک پیــدا شــده و دارد همــه‬
                          ‫جوشــاندن آب و قــراردادن تک ‌ههــای فلــز داغ‬                     ‫آ ‌بهــای روی کــره زمیــن را م ‌یخــورد‪ .‬یــا شــاید کار‪،‬‬
                                              ‫در آب قبــل از نوشــیدن‪.‬‬                       ‫کار حشــر‌ههای کوچولویــی اســت کــه بــه آب دزدک‬
                                                                                             ‫معروفنـد‪ ،‬یـا اینکـه کـره زمیـن سـوراخ شـده و آ ‌بهـا‬
                          ‫بقـراط‪ ،‬دانشـمند یونانـی بـرای بدسـت آوردن‬                         ‫همیـن جـور شـر و شـر از آن بیـرون م ‌یریزنـد‪ ،‬مثـل‬
                   ‫آب خوشـمزه و سـالم‪ ،‬فیلتـر پارچـ ‌های اختـراع کـرد‬                        ‫وقتـی کـه چاهـک دستشـویی خراب م ‌یشـود‪ ،‬یا دسـت‬
                   ‫کــه بــا عبــور دادن آب جوشــیده شــده از آن‪ ،‬طعــم و‬                    ‫فضای ‌یهـا تـوی کار اسـت و‪ ...‬نـه جانـم‪ ،‬همـ ‌هاش تقصیر‬
                                                                                             ‫خودمـان اسـت‪ .‬مـن و تـو و آن یکـی و آن یکـی دیگـر‪.‬‬
                                        ‫بــوی بــد آب از بیــن م ‌یرفــت‪.‬‬                    ‫همــه مــا مردمــی کــه روی زمیــن زندگــی م ‌یکنیــم‪.‬‬
                   ‫جابـر بـن حیـان شـیمیدان ایرانـی از روشـی متفـاوت‬                         ‫دلیلـش ایـن اسـت کـه مـا بلـد نبودیـم از آب درسـت‬
                   ‫بـرای تصفیـه آب در آزمایشـگاه خـود اسـتفاده م ‌یکرد‪.‬‬                      ‫اسـتفاده کنیـم‪ .‬مثـاً همیـن خـود شـما‪ ،‬چـه قـدر آب‬
                   ‫بـد نیسـت بدانیـد‪ :‬اولیـن تصفیـه خانـه آب شـهری در‬                        ‫هـدر م ‌یدهیـد؟ اگـر م ‌یدانسـتید آب بـرای اینکـه بـه‬
                                                                                             ‫دسـت مـا برسـد چـه سـخت ‌یهایی را بایـد پشـت سـر‬
                     ‫سـال ‪ 1804‬در شـهر پیزلـی اسـکاتلند سـاخته شـد‪.‬‬
                   ‫و بـد نیسـت ایـن را هـم بدانیـد‪ُ :‬کلـر بـه عنـوان یـک‬                                  ‫بگـذارد‪ ،‬حتمـاً بیشـتر مواظبـش بودیـد‪.‬‬
                   ‫مـاده شـیمیایی ارزشـمند در تصفیـه آب‪ ،‬نخسـتین بـار‬
                   ‫توسـط دکتـر جان اسـنو شـناخته شـد‪ .‬او از ُکلر بـرای از‬                                           ‫خبپسبیاییدبدانیم‬

                        ‫بیـن بـردن میکـروب وبـا در آب اسـتفاده کـرد‪.‬‬                         ‫آبــی کــه مــا م ‌یخوریــم یــا بــا آن خودمــان را خنــک‬
                                                                                             ‫م ‌یکنیــم‪ ،‬از آب بــاران و بــرف ب ‌هدســت م ‌یآیــد‪ .‬آب‬
                                                 ‫اگر آب نباشد!‬                               ‫بــاران و بر ‌فهــای آب شــده‪ ،‬مد ‌تهــا پشــت ســد و‬
                                                                                             ‫تــوی چا‌ههــا جمــع و بعــد تــوی تصفیــه خانــه تصفیــه‬
                   ‫فکـرش را بکنیـد آب نباشـد چـه کار م ‌یکنیـد؟! اگـر‬                        ‫م ‌یشـوند‪ .‬آب تصفیـه شـده وارد شـبکه آب لوله کشـی‬
                   ‫آب نباشــد زندگــی روی زمیــن متوقــف م ‌یشــود‪ ،‬بــه‬                     ‫م ‌یشــود و آن وقــت مــا شــیر آب را بــاز م ‌یکنیــم و‬
                   ‫همیـن راحتـی! آن وقـت یـا بایـد بـه یـک سـیاره دیگـر‬
                   ‫کـوچ کنیـم یـا بـه آن دنیـا‪ .‬آب تنـی و خنـک کـردن‬                                                                  ‫ُشر ُشــر‪. ...‬‬
                   ‫کـه دیگـر فکـرش را هـم نکنیـد‪ ،‬پـس بیاییـد بیشـتر‬
                                                                                                                         ‫آب و دانشمندان‬
                                            ‫حوا ‌سمــان بــه آب باشــد‪.‬‬
                                                                                             ‫آبــی کــه مــا م ‌یخوریــم آب تصفیــه شــده اســت‬
                                                                          ‫نویسنده‪:‬لیلاخیامی‬  ‫خوشـمزه و خوشـبو‪ .‬امـا قدی ‌مهـا تصفيـه آب بـه ايـن‬
                                                                                             ‫راحتـي نبـود‪ .‬اسـتفاده از رو ‌شهـای مختلـف بـرای بهتر‬
                                                                                             ‫شـدن طعـم و بـوی آب بـه ‪4‬هـزار سـال قبـل از میـاد‬
                                                                                             ‫ب ‌رم ‌یگــردد‪ .‬در نوشــت ‌ههای سانســکریت*و یونــان‬

                                                                                             ‫* زبان باستانی مردم هندوستان‬
   4   5   6   7   8   9   10   11   12   13   14