Page 12 - قاصدک شماره ۱۰
P. 12

‫ک آویقــرــشـنـاــاسی‬

‫پسریازکویر‬

‫پرویــز کردوانــی ســال ‪ 1310‬در روســتا بــه دنیــا‬                                 ‫دوستِطبیعت‬                  ‫شمارهدهم‪12‬‬
‫آمــد‪ ،‬روســتایی نزدیــک شــهر گرمســار‪ .‬روســتا‬
‫کویـری بـود‪ .‬پرویـز از کودکـی بـا بیابـان آشـنا شـد‪.‬‬      ‫پرویـز طبیعـت را دوسـت داشـت‪ .‬کو ‌ههـا برایـش‬         ‫‪ 13‬شهریور‬
‫در کویـر آب بـه سـختی پیـدا م ‌یشـود‪ .‬او فهمیـد که‬        ‫جالـب بودنـد‪ .‬از تماشـای صحـرا لـذت م ‌یبـرد‪ .‬بـه‬     ‫‪1400‬‬
‫آب خیلـی مهـم اسـت‪ .‬گیـاه در صحـرا بـه سـختی‬              ‫رودخانـه‪ ،‬جنـگل و دریـا علاقـه داشـت‪ .‬بـه ُشر ُشـ ِر‬
‫رشــد م ‌یکنــد! او متوجــه شــد کــه بایــد از گیاهــان‬  ‫بـاران بـا دقـت گـوش مـ ‌یداد‪ .‬چـه صـدای زیبایـی!‬
‫مراقبـت کـرد! پرویـز قـدر آب را م ‌یدانسـت‪ .‬کویـر‬         ‫حــرف کویــر را م ‌یفهمیــد! چــه ســکوت قشــنگی!‬
‫تشـنه بـود‪ .‬تصمیـم گرفـت وقتـی بـزرگ شـد بـه‬              ‫پرویـز م ‌یخواسـت دربـاره طبیعـت بیشـتر بدانـد‪ .‬او‬
                                                          ‫از معل ‌مهـا در ایـن بـاره سـؤال م ‌یپرسـید‪ .‬دوسـت‬
                  ‫کویـر کمـک کنـد‪ .‬امـا چطـور؟!‬           ‫داشــت محــل زندگــ ‌یاش را بهتــر بشناســد‪ .‬ایــران‬
                                                          ‫یـک کشـور بـزرگ اسـت‪ .‬بـه نقشـه جغرافـی نـگاه‬
                            ‫سفربهآلمان‬                    ‫م ‌یکـرد‪ .‬چقـدر شـهر و روسـتا! چقـدر کـوه و دشـت!‬
                                                          ‫پرویـز تصمیـم خـودش را گرفـت! بایـد جغراف ‌یدان‬
‫پرویــز کردوانــی در دبســتان روســتا درس خوانــد‪.‬‬
‫در شـهر گرمسـار بـه دبیرسـتان رفـت‪ .‬دیپلمـش را‬                                                    ‫م ‌یشــد!‬
‫از دبیرسـتان رازی تهـران گرفـت‪ .‬آقـای کردوانـی‬
   7   8   9   10   11   12   13   14   15   16