Page 3 - شماره ۵۰ قاصدک
P. 3

‫کارخوب‬

        ‫شماره ‪50‬‬  ‫من مطمئن هستم که او را‬          ‫هرشبکنارشم ‌ینشستم‬            ‫مثلکبوترهایدیگر‬
                                               ‫امشب ولی جایش چه خالیست‬  ‫او هم قشنگ و خو ‌شصدا بود‬
‫‪25‬تـــیــر ‪3‬‬         ‫با کار خوبم شاد کردم‬
        ‫‪1401‬‬      ‫وقتی که او را‪ ،‬بع ِد درمان‬     ‫بااینهمهخو ‌شحالهستم‬     ‫جای تمیز و کوچکی داشت‬
                                              ‫چونخان ‌هاشیکجایعالیست‬        ‫یکهفت ‌هایمهمانمابود‬
                      ‫توی حرم آزاد کردم‬

                                                                          ‫شاعر‪ :‬عفت زینلی‬
                                                                        ‫تصویرگر‪:‬زهرااحسا ‌نفر‬
   1   2   3   4   5   6   7   8